تبليغاتX

mr2a

رمز بازی, جوک , دانلود آهنگ و فیلم
اگه حوصله خوندن ۱ پاراگراف داستان رو نداری از بعد خط رو بخون.(البته حوصله چیز خوبیه!)

صاحب خانه از پله ها بالا آمد و به در خانه ای که مدتها بود به آن نیم نگاهی هم نینداخته بود خیره شد. نفس عمیقی کشید و به در نزدیکتر شد. صدای شادی های گذشته ی خودش و دوستانش را پشتش می شنید. انگار که هنوز همه ی آن هیاهوی دوستانه ادامه داشت.. انگار هنوز زنده بود. کلید را در قفل در فرو کرد و چرخاند. وقتی کلید را بیرون آورد تار عنکبوت دور شیارهایش پیچیده بود! با شانه اش در را هل داد و بازش کرد. با حرکت در موجی از گرد و غبار و کثافت به هوا رفت. دستش را جلوی بینی اش گرفت و وارد شد. خانه بوی مردگی میداد. بوی ترک و ناامیدی... روی هر چیزی که دست می کشید کوهی از خاک بلند میشد حتی چیزی قهوه ای که قرنها پیش نامش میز بود را دید. غم و اندوه وجودش را پر کرد و با خود گفت: من با اینجا چه کردم؟ و البته جوابی برای سوالش نداشت و نمی دانست چرا رفت و چرا دوباره بازگشت. اما تصمیم خود را گرفت و شروع کرد. اول پنجره ها را باز کرد. جارو به دست گرفت و آنرا به همه جا کشید. حشرات مرده را جمع کرد. شیشه ها را شست و دیوارها را سابید. وقتی کارش تمام شد به دور و برش نگاه کرد و لبخندی رضایتمندانه زد. یک خستگی شیرین! زیاد نگذشت و دوستان و شادی هایش همه و همه برگشتند و او میدانست دلیل رفتنش هرچه بوده استُ نمی خواهد دوباره اتفاق بیافتد... در حالی که به لبخند دوستانش نگاه می کرد لیوانش را بالا آورد و گفت: برای شروعی دوباره...


سلام! نمی دانم چی شد! از پارسال وبلاگ حتی ۱ آپ هم نداشته! واقعا تاسفباره! یه دفعه انقدر کار روی سر آدم تلنبار میشه که دیگه نمی فهمی از کجا میخوری!

البته شاید دلایل خاص و واضحی هم داشته باشه! مثلا اینکه هربار که میومدیم تو وبلاگمون و یک دور صفحه رو تا پایین نگاه می کردیم عکسهای جدیدی غیر قابل دیدن شده بودن! نپرسین چرا! خوب معلومه دیگه  ف ی  ل ت ر سایتهای آپلود.......

تمام کاشته هامون از بین رفته. اون همه عکسهای قشنگ که اول با زحمت تهیه شده بودن و بعد هم آپلود... دیگه کی حوصله داره بره بگرده و یه سایت دیگه گیر بیاره و تازه اونم چند وقت بعدش دوباره...

خلاصه اینکه زدیم زیر همه چیز و گفتیم بیخیالشششش... گرچه نمی خواستیم اما...

باید در همین جا از طرف خودم و HUGGY از نظرات بسیاری که بی جواب موندن و دیگه برای جبران خیلی دیره واقعا عذرخواهی کنم...

ولی گفتم حیفه... گفتم حالا با اینکه امسال من کنکوری میشم و هزارتا بدبختی ولی شاید جای ترمیم و بازگشت به زمانی که اینجا واسه خودش بوروبیایی داشت مونده باشه... این بود که اومدم و "پست مطلب جدید" رو انتخاب کردم. به امید اینکه از خودتون بپرسم که چه کار کنیم؟

نظر بدین! فکر می کنید چه موضوعاتی رو درباره اش مطلب بذاریم خوبه؟ علمی؟ درس؟ شغل؟ آب وهوا؟ جدی میگم! لطفا بگید. می خوام علاقه هاتون رو بشناسم و بعد تصمیم بگیریم که می خوایم سر وب بیچارمون چه بلایی بیاریم...

اما بی شک مطالب (حداقل از جانب من) از این به بعد عکس نخواهند داشت چون به اعصاب خوردکنیش نمی ارزه...

نظرات شما و تعداد آنها امیدواری خواهند بود برای ادامه ی سروسامان دادن به این خانه ی ویرانه...

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1390ساعت 12:52  توسط RIMMBELLA | 

ویرایش شد و چپتر ۱۴ هم اضافه شد.

سلام دوستان من تا چپتر ۱۴ بازی مافیا رو براتون ترجمه کردم !! وچون این مطلب هم مثل تمام مطلب های دیگه مون کپی ، پیست نیست پس مواظب باشید !!!!


warning: خطر لو رفتن داستان بازی، کسایی که بازی نکردن نخونن ! ! ! ! !


خیلی ها خلاصه ای از داستان بازی مافیا رو میخواستن که  2 تا  چپترش رو یکی کردم و آلان براتون می زارم درضمن اگه کمی و کاستی داشت به بزگی خودتون ببخشید.

ویتو سکالتا سال 1925 در سیسلی بدنیا امد و در اونجا زندگی سختی داشتن پدرش بعد از مدتی تصمیم به مهاجرت به آمریکا میگیره .
در آمریکا بدلیل اینکه ویتو انگلیسی بلد نبوده اون رو به مدرسه میفرستن و از همون جا با جو آشنا میشه .
از اونجایی که جو هم مثل ویتو فقیر بوده هردو شروع میکنن به دزدی تا اینکه ویتو یه شب دستگیر میشه!!و در اون موقع آمریکا در جنگ بوده و هم به سرباز نیاز داشته و هم به یه مترجمبرای همین هم ویتو وار جنگ میشه ( در سن 18 سالگی)
چپتر 1
چپتر 1 حالت آموزشی داره وهیچ ربطی به داستان بازی نداره.
چپتر 2
دو سال بعد ویتو توسط نازی ها تیر میخوره و برای مدتی میاد خونه تا حالش بهتر بشه .
تو ایسگاه قطار جو میاد دنبالش و به ویتو پیشنهاد میده که قبل از اینکه بره خونه باهم یه نوشیدنی بخورن. توی مغازه ویتو به جو میگه که من فقط یه چند روز اینجام و دوباره باید برم جنگ، جو میگه که یه چند دقیقه صبر کن و میره یه تلفن میزنه و جو به دوستش که تو کار جلع اسناد بوده زنگ میزنه و میگه که یه نامه از بیمارستا ن جلع کنه که توش نوشته باشه وضیعت ویتو وخیمه و نمیتونه برگرده جنگ. ویتو از جو تشکر میکنه و میره خونه.
خونه
با خواهر و مادرش شام میخوره و در مورد کار با خواهش حرف میرنه و فرانچیسکو ( خواهرش) میگه که یه کار تو یه دفتر پیدا کردم و مادرت حرفتون رو قطع میکنه و مجبورت میکنه که بری بخوابیو....
روز بعد
مادرت ازت میپرسه که دوباره باید بری جنگ و ویتو میگه که نه جو ترتیبشو داده!!! و مادرش ازش مپرسه که دباره می خوای با جو تو دردسر بیفتی ؟؟ و بهت میگه که برو بندر جایی که پدرت کار میکرده و باهاش صحبت کن که یه کار هم به تو بدن !!!
تو خیابون
فرانچیسکو در حال دعوا کردن با یه مردس ومیگه که باید پولم رو پس بدی و ویتوهم میره با یارو درگیر میشه ....
بعد از درگیری ویتو از خواهش میپرسه جریان چیه و فرانچیسکو میگه بابا قبل از مرگش مقدار زیادی پول قرض کرده بود و فکر میکرد که یه کار بهتر پیدا میکنه و پول رو پس میده. و ویتو به خواهرش قول میده که موضوع رو حل میکنه.
آپارتمان جو
به جو میگه که مشکل مالی داره و باید یه رو پس بده جو میگه که کارهایی که ریسک داره پول خوبی هم بابتش میدن !!و من یه چند نفر رومیشناسم که پول خوبی میدن.
مغازه جوزف
مدارک جلع شده رو برای اینکه جنگ نره رو از جوزف میگیرن و جو پیشنهاد میکنه که یه لاک پیک ( برای باز کردن قفل در ) بخره. بیرون از مغازه یه ماشین پارک شده ، جو میگه که از اون ماشین خوشت میاد جو هم میگه آره و ......
بعد از اینکه پلاک ماشین رو عوض میکنن جو پیشنهاد میکنه که بریم پیش مایک بروسلی.
مغازه مایک
مایک یه ماشین میخواد ولی نمیتونه پیداش بکنه و میگه اگه ماشین رو برام بیار بهت $400$ میدم.
بعد از دزدیدن ماشین تو مغازه مایک
ماشین رو تحویل میده و میگه که کار راحتی بود بجز اینکه بعد از رفتن جو چند نفر سعی کردن منو بکشن....
و میری تو آپارتمان جو و مخوابی

چپتر 3 ( 11 فبریه)



آپارتمان جو
ویتو با صدای تلفن از خواب بیدار میشه و ...


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 15:56  توسط HUGGY | 

فکر کنم هرکس نسبت به عدد 18 نظر متفاوتی داره. به هرحال امروز (که داریم وارد روز بعد میشیم!) باید از HUGGY بپرسیم!

چرا؟! خوب چون 25 مرداد سال 1371 (آره دیگه؟!) این پسرخاله ی ما به دنیا اومده و الان بعد از کلی اشک خون و دل چنگ زده، موفق شده به 18 برسه!

امیدوارم تا اینجا که زنده مونده، 100 سال دیگه هم زندگی کنه! (نه بیشتر...) زندگی شاد و پر از موفقیت و... (از اینها...)

و چون خیلی آدم خوبیم و برای هر کس تولدشه این رو می خونم، :

تولد... تولد... تولدت مبارک... مبارک... مبارک... تولدت مباررررررررک! بیا شمعا رو فوت کن... که صد سال زنده باشی... تنت شاد و دلت خوش... که صد سال زنده باشی... (دوباره..)

نمی دونم برنامش درباره آینده چیه ولی امیدوارم همیشه تو حال و حول و البته تکاپو باشه... و ناگفته نماند که قبل از زمین خوردن، خم شدنی باشه و یک لحظه بعد از اون راست شدن و دوباره تلاش کردن...

 

تولدت مبارک کوچولوی نمی دونم چند ساعت.............ه!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مرداد1389ساعت 11:58  توسط RIMMBELLA | 

در سرچهای وبلاگ تعدادی می خاستن بدونن چجوری میشه تو sims 3 آهنگ و لباس اضافه کرد.

هر دوشون کارهای ساده ای هستن. برای اضافه کردن آهنگها این روند رو از چپ به راست دنبال کنید:

My Documents- Electronic Arts- The Sims 3- Costume Music

در قسمت Costume Music (آهنگهای دلخواه) که تنها بخشیه که شما می تونید آهنگهاش رو عوض کنید، آهنگهایی رو که می خواین اضافه بشن، کپی- پیست (Copy- Paste) کنید.

از توی بازی هم، وقتی استریو رو روشن کنید، با انتخاب "…Change to" لیستی از ژانره های مختلف موزیک رو می بینید که از اونجا هم Costume Music رو انتخاب می کنید و بالاخره دیر یا زود آهنگهایی که اضافه کردین رو می شنوین.

برای اضافه کردن لباس های بیشتر هم باید یا پکهای جدید داشته باشین و یا دانلود کنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 مرداد1389ساعت 13:41  توسط RIMMBELLA | 
خانم ها مثل راديو هستند
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند
از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند

خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد

خانم ها مثل موتور گازي هستند
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

خانم ها مثل موبايل هستند
هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند

خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند

خانم ها مثل كنتو ر برق هستند
هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود

خانم مثل فلزياب هستند
هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند

خانم ها خيلي زرنگ هستند
آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند

مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

: مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

: مردها مثل « باران بهاري » هستند
. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان

: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد

+ نوشته شده در  جمعه 22 مرداد1389ساعت 16:33  توسط HUGGY | 
سلام چند روزی هست که شایعه ای در مورد ساختن سری جدید فیلم رزیدنت اویل بوجود امده بود که  فاش شد که این  فیلم از مدتها قبل در حال اماده سازی بوده و چندی پیش طی یک خبر رسمی از طرف Screen Gems & Constantin Film  تایید شد!!! این فیلم بر اساس اویل ۵ (Resident Evil 5) ساخته شده و جالبتر از این بازیگری هست که در نقش کریس ردفیلد بازی کرده !!! از عکسی که میزارم همه چیز معلوم میشه !!

******* این مطلب توسط HUGGY نوشته شده نه من!! من فقط مشکل رو رفع کردم...    !

در ادامه مطلب : معرفی دیگر بازیگران + عکس هایی از فیلم ( در ادامه مطلب قالب وبلاگ مشکلاتی پیدا کرده بود که در تلاش بودیم که رفعش کنیم و من می دونستم باید چی کار کنیم... (کلا دستان من شفا بخشن...!))


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 21:32  توسط RIMMBELLA | 

(of love) mad colours

به رنگها فکر کن!... همیشه من نقابی رنگی به دست دارم و تو نقابی با رنگ دیگر. نمایشنامه زندگی مان را دوست داری نه؟! همیشه درحال آزار دادن من... تا به حال چندبار یک نقش را با هم بازی کرده ایم؟ تا به حال چند بار همپا بوده ایم؟ به رنگها فکر کن! همیشه متفاوتیم. از روانشناسی رنگها شنیده ای؟ این یکی دردشناسی رنگهای ماست... اگر می خواهی بخوان...

آبی رنگ محبت است هر روز چند ساعتی، دست ها و پاهایم را در بی کران آسمان دلم فرو می برم تا برایت مهربان باشند.

صورتی رنگ شادی است، همان رنگی که هرگاه تو را می بینم، وجودم را دربرمی گیرد. مثل یک کودک شیطان و بازی گوش که تمام قدرتش را برای رنگ آمیزی دفتر، کتاب و حتی دیواری صرف می کند... شکل و طرحی که خودش دوست دارد.

زرد رنگ تنفر است، خودت هم می دانی که در زندگی من جایی ندارد. اما باز هم تو...

سبز رنگ آرامش است. وجودت کافی ست... خوب یا بد، روحم در سایه ات به دشتی زنده با نسیمی که گلها را نوازش می کند تبدیل می شود.

سفید رنگ صلح است. اگر از تو عصبانی باشم حکاکی مهری سفید روی لبهایم نقش می بندد. انگار  که هیچ وقت جای اعتراض و بحثی ندارم... نمی توانم...

قرمز........... قرمز رنگ عشق است و تک تک اعضای بدنم ـ درون و بیرون ـ برای این رنگ مقدس پای کوبی می کنند، دعا می خوانند و گاهی..... گریه می کنند.

خاکستری را دوست ندارم زیرا رنگ کم لطفی است. کم لطفی تو... به من...

 

با همه ی آنچه برایت می خوانم و می سرایم، باز هم تو فقط برای من از رنگ مورد علاقه خودت می گویی ـ سیاه ـ

و هر از چندی مرا در قعر دریایی سیاه با همه ی بدیها و نامهربانی هایت... و امید های تباه شده ی من رها می کنی... باز هم همان جواب سربالای همیشگی..

 

پاک کردن رنگ سیاه خیلی سخت است. اینکه همه می گویند "رنگ قالب، رنگ قالب" راست است.

 

اما من، هدیه کردن محبتی آبی، شادی بچه گانه ی صورتی، آرامشی به رنگ دشتی دلنواز، صلحی به پاکی چشم یک خردسال و عشق سرخ را به آنچه تو می پسندی ترجیح می دهم...

و دوباره مثل بچه آهویی گم شده به کنارت برمی گردم...

گرچه این سیر ادامه دارد، اما من باز هم بر می گردم......

               ................

از خودم، تقدیم به هیچکس (خدا رو شکر)... ۱۰/۵/۸۹

البته فکر نکنید آدم بی احساسیم، قلم خوبی دارم. نظر شما چیه؟!

colours

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مرداد1389ساعت 23:18  توسط RIMMBELLA | 

سلام دوستان بعضی از دوستان گفته بودن که آهنگ متن فیلم لاست ( گمشده گان ) رو بزارم که من هم آماده کردم و برای دانلود گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.

WIN ONE FOR THE REAPER

 

DEPARTING SUN

 

MONSTERS ARE SUCH INTERESTING PEOPLE

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 22:31  توسط HUGGY | 
سلام دوستان خوب هستید ؟؟؟ چه خبرا ؟؟؟ بالاخره از شر دبیرستان و کنکور و مدرسه و ...... راحت شدم! و حالا امدم که اینجا رو بترکونم. اول از همه باید از RIMMBELLA عزیز تشکر کنم که در نبود من وبلاگ رو گردوند  و یک خبر کمی بد دارم که من فکر نکنم حالا حالا ها پست جدید بزارم !! و باید پست های قبلی رو که عکس دارن رو همشون رو ویرایش کنم چون سایتی که عکس هامونو upload می کردیم * ف.i.ل.t.ر* شده و همه رو باید دوبار upload کنم !!!

امید وارم که لحظات خوبی رو داشته باشید !!

تا دفعه بعد خداحافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 0:49  توسط HUGGY | 

سلام! خیلی وقته درباره پرفروش ترین بازی دنیا هیچی نگفتیم. دلیل (نسبتا) خوبی دارم: من می خواستم پکهایی که تا الان اومده (و اونهایی که دارن میان و شما اینجا دربارشون می خونین) رو بخرم و اینجا بحث مفصلی دربارشون راه بندازم! اما به خاطر یک مشکل سیستمیک و البته کم بودن CDهای تقلبی در کشور عزیزمان!!....... موفق نشدم!(هنوز)

اما چه میشه کرد؟!! جهت غصه خوردن هرچه بیشتر وارد سایتea شدم و فهمیدم که این دوستان دارن موج خیلی جدید (و شاید قدیمی ای رو) درباره سیمز ایجاد می کنند!! پکهای زیادی قراره بیاد که از توضیحاتشون، *امیدوارم* جالب باشن.

پس اگر:                                                  

- می خوای از این پکهای جدید خبر بگیری.

- بهترین عکسها رو ببینی. (جدید)

- ببینی این موج جدیده یا قدیمی؟

- اینکه چرا تو ایرا CDن تقلبی کمه (!) و خیلی ارزون!

بیا تو ادامه مطلب...


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مرداد1389ساعت 20:29  توسط RIMMBELLA | 
 

 اخلاق، مسافر خسته و بی رمقی است

که به ناچار از کوچه پس کوچه های عمل

به ابر شهر زبان تبعید شده است. *

 

*چند جمله ی قشنگ تو ادامه مطلب، درباره وجه های مختلف اخلاق وجود داره. اگر دوست داری بخون...


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 تیر1389ساعت 20:25  توسط RIMMBELLA | 
جام جهانی این سال هم به پایان رسید، با هزار ماجرا و داستان و آهنگهای مخصوص و کلی تعجب!!!

برای خوندن یک خلاصه کوتاه به ادامه مطلب برین...

Spain goalkeeper Iker Casillas holds up the World Cup trophy following the World Cup final soccer match between the Netherlands and Spain at Soccer Ci

دروازه بان اسپانیا ایکر کاسیلاس

بعد از آخرین بازی جام جهانی


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 20:17  توسط RIMMBELLA | 
شهریور ماه خیلی مهمیه و اتفاقهای مهمی هم توش میافته (از جمله تولد من!) اما امسال 5 شهریور قراره 2 تا ماه تو آسمون باشه. این مطلب رو از جایی نیاوردم که بتونم با اطمینان از صحتش حرف بزنم اما چون خیلی جالب و در صورت واقعیت تکرار نشدنیه تصمیم گرفتم اینجا ازش گفته باشم...

این پدیده ی نادر فقط 1200 سال یکبار اتفتق خواهد افتاد. دلیل رسیدن کره مریخ به بالاترین درجه حرارت و در نتیجه بالاترین درجه درخشش آن است. به دنبال این اتفاق کره مریخ به اندازه ی ماه بزرگ می شود، به طوری که به نظر می رسد آسمان دو ماه دارد!

حتما در راس ساعت 12:30 بعد از ظهر (نیمه شب) آسمان را تماشا کنید.

این لحظه رو با دوستان، خانواده و هر کس دیگه ای که می خواین شریک شوید چون هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 0:29  توسط RIMMBELLA | 
سلام دوستان عیدتون مبارک باشه امیدوارم سال جدید رو با صلح و دوستی سپری کنیم . راستی امروز سومین تولد وبلاگ مون هم هست !!!! امسال به دلیل کنکور داشتنم خیلی کم به وبلاگ سر زدم وقتی که کنکور دادم مخوام وبلاگ رو بترکونم !!!!! ( برام دعا کنید که قبول شم )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 فروردین1389ساعت 21:13  توسط HUGGY | 
قرار نیست بخش آشپزی به وبلاگمون اضافه کنیم! مدتی بود تو فکر بودم این رشته های خنک خوش مزه ای که روشون آبلیمو می ریزیم و بوش خوب گلاب هم به مشاممون می رسه و می خوریمشون _که من عاشقشونم _ چجوری تهیه می شن. بالاخره امروز وقت شد دنبالش بگردم. فکر کردم ما زیاد به اطرافمون توجه نمی کنیم و شاید تعداد کسانی که می خوان بدونن فالوده چجوری درست می شه کم نباشه، پس اینجا رو بهترین مکان برای گذاشتن مطلب "طرز تهیه فالوده" دیدم.

در ادامه مطلب طرز تهیه این دسر/ شاید بستنی/... رو بخون!!


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 23:49  توسط RIMMBELLA | 
از ترم اول تقریبا 1/5 هفته گذشته. امیدوارم تا اینجا دووم آورده باشین. من که خودم هنوز کمرم تا نخورده. اما این HUGGY، ...این HUGGY فقط همین نیم ترمو داره که از شر دبیرستان خلاص شه!! درسته، امسال پیشه! امیدوارم چیزی که می خواد و لیاقتشه قبول شه. شماهام دعا کنید. دعا کنید هرکی برای چیزی تلاش می کنه بهش برسه. آخه این بی چاره هم امسال همه چیزو بدون بوسیدن گذاشت کنار!! واسه همینه این ورا آفتابی نمیشه!

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 22:52  توسط RIMMBELLA | 

چند وقت پیش یکی از دوستام این متن رو برای من میل کرد. متأسفانه منبعش رو نمی دونم. اما جالبه و خودم هم دنبال این موضوع بودم. اگر شما هم اطلاعات جالبی درباره عدد 7 دارید لطفا برای ما بفرستید.

عدد هفت استفاده ها و تعابیر بسیار زیادی طی زمان داشته که به بعضی از آنها اشاره شده است. فقط بعضی اعداد خاص هستند که به این شکل استفاده شده اند و برای مثال نویسنده ای که در کتاب یا مقاله خود بتواند از این طرفند استفاده کند، خیلی هنرمند است. مثلا در کتاب مسخ از فرانتس کافکا از عدد 3 استفاده ویژه ای شده است.(که بگذریم...)
 
نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)

ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.

برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.

عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.

در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…

علاوه بر این می توان به هفت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه،مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سا مرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

امیدوارم خوشتون اومده باشه...

-اگر اطلاعات جالبی دارین، می تونین با اسم خودتون بفرستین.

توی دیر صحیون و ایین یهودی و شیطان پرستی هم هفت عدد مقدسیه
هفت !  (فرستنده : امید) 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 22:30  توسط RIMMBELLA | 
باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا بعد از فقط 8 ماه از شروع کارش در کاخ سفید، امروز(جمعه) به دلیل کارهای خیره کننده اش در رابطه با تصمیم های مربوط به حمایت از انسانها، جلوگیری از سلاح های هسته ای، کم کردن سختی ها برای مسلمانان و... برنده جایزه نوبل صلح شد!

 

برای خوندن متن کل حتما بیا تو ادامه!!


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 12:0  توسط RIMMBELLA | 

مقدمه
شرکت VALVE را همه با بازی های اول شخص معروفش می شناسند . بازی هایی که در دنیاطرفداران زیادی دست و پا کرده اند.بازی هایی مثل Counter و Half Life .اینبار هم این شرکت دست به ساخت یک بازی اول شخص دیگری زده است البته با نو آوری های فراوان . اولین و بهترین نو آوری این بازی بدون شک زامبی های این بازی هستند که نظیر آنها را در هیچ بازی دیگری مشاهده نکرده بودیم . این شرکت قصد دارد تا شما را وارد دنیای دیگری از بازی های کامپیوتری کند. بازی l4d با توجه به یک Multi Player فوق العاده می تواند یکی دیگر از بازی های محبوب گیم نت ها شود.

زمانی که تنهایی به اتمام رساندن بازی ها غیر ممکن میشود!!
در l4d چهار شخصیت وجود دارد که به یکدیگر کمک زیادی می کنند و تا جایی که شده نمیگذارند که دوستشان آسیب بینند و وقتی مشکلی برای او پیش آمد به یاری او می شتابند. وقتی کسی زخمی می شود Health Pack خود را برای یاری رساندن به آن شخص مصرف می کنند و یا به قرص می دهند .... وقتی کسی گیر یک زامبی خطرناک میفتند هر کاری می کنند تا او را نجات دهند..... وقتی کسی در حال افتادن از جایی است به یاری او می شتابند و او را از پرت شدن نجات می دهند ...... زمانی که دیگر کاری از دست شما بر نمی آید ، این دوستان شما هستند که میتوانند شما را نجات دهند..... (همه برای یکی و یکی برای همه(!!!!!!!!!!) ) در کل در تمام موارد دوستانتان به کمک شما می آیند . مثلاً وقتی دارید از HP استفاده می کنید دور شما را می گیرند تا زامبی ها نتوانند در این زمان به شما آسیب برسانند. زمانی هم که هر شخصیت مشغول خشاب عوض کردن باشد به دیگران اطلاع می دهد تا از او حمایت کنند.
این بازی بیش از هر بازی دیگر نیاز به کار گروهی دارد. با کمی بازی کردن متوجه این موضوع می شوید.


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 20:47  توسط HUGGY | 

آیا میدانستید که فندك قبل از كبریت اختراع شد ؟

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌های اشتباه داده می‌شوند ؟

آیا میدانستید که هیچكس نمی‌داند چرا صدای اردك‌ها اكو نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که لئو‌ناردو داوینچی می‌توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی كند ؟

آیا میدانستید که بروس‌لی خیلی سریع بود، به طوری‌كه باید فیلم را واقعا آهسته می‌كردند تا بتوانی‌ حركاتش‌ را ببینی ؟

آیا میدانستید که صاحب اصلی كارخانه Marlboro از سرطان ریه مرد ؟

آیا میدانستید که به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ ؟

آیا میدانستید که اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد ؟

آیا میدانستید که خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست مبلغ 40000$ صرفه‌جویی کند ؟

آیا میدانستید که ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند ؟

آیا میدانستید که بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر می‌شوند ؟

آیا میدانستید که کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف می‌کند ؟

آیا میدانستید که پروانه‌ها توسط پاهایشان می‌چشند ؟

آیا میدانستید که فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند بپرند ؟

آیا میدانستید که تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند ؟

آیا میدانستید که اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود ؟

آیا میدانستید که در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌کندند حتی ابروها و مژه‌ها ؟

آیا میدانستید که هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی ؟

آیا میدانستید که هر آمریکایی به طور میانگین 2 کارت اعتباری دارد ؟

آیا میدانستید که زبان قویترین ماهیچه در بدن است ؟

آیا میدانستید که برای فرار از جاذبه زمین به سرعت ۱۱ کیلومتر در ثانیه نیاز است ؟

آیا میدانستید که ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فرسودگی مقاوم اند ؟

آیا میدانستید که افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی میمیرند ؟

آیا میدانستید که بدن انسان قادر است در ظرف ۱ ساعت ۲ لیتر عرق تولید کند ؟

آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است ؟

آیا میدانستید که مراسم مومیایی کردن در مصر باستان ۷۰ روز به طول میانجامید ؟

آیا میدانستید که صدایی بلندتر از زمانیکه سفینه ایی به فضا پرتاب میشود در جهان وجود ندارد ؟

آیا میدانستید که در قدیم ارزش نمک بیش از طلا بوده ، از نمک برای نگهداری غذا استفاده میشده است ؟

آیا میدانستید که شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان در زنان دو برابر مردان است ؟

آیا میدانستید که توماس ادیسون از تاریکی وحشت داشت ؟

آیا میدانستید که چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتر است ؟

منبع : عکسها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 20:45  توسط HUGGY | 
 فایل  Handling.cfg که در فولدر Data قرار دارد یک فایل متنی است که حاوی اطلاعات بسیار مهمی درباره تمامی وسایل نقلیه اعم از اتومبیل ، موتورسیکلت ، قایق و... دربازی است . این فایل حاوی بیش از سی ستون است واعداد به کار رفته درهر ستون دارای معانی خاصی است اما پیش از آنکه به معرفی ده ستون اول این فایل بپردازم نرم افزار بسیار کم حجم

 SA Handling Editor را معرفی میکنم . به کمک این نرم افزار ، فایل Handling.cfg راحتتر ویرایش میشود واحتمال خطا تقریبا به صفر میرسد زیرا در فایل Handling.cfg  ستونها بسیار نزدیک به یکدیگر قرار گرفته اند و ویرایش فایل به کمک Notepad  ممکن است به بروز خطا منجر شود.

دانلود SA Handling Editor

در صفحه ای که باز میشود نمایی از این نرم افزار را ملاحظه میکنید  ولینک دانلود نیز درپایین صفحه قرار دارد.

توجه ! برای load  کردن فایل Handling.cfg در نرم افزار ، باید مسیر کامل فایل را درپنجره مربوطه وارد کنید مثلا اگر بازی را در درایو G: نصب کرده اید باید داخل کادر مربوطه درج کنید :

 G:\GTA San Andreas\data\HANDLING.CFG

این نرم افزار فاقد دکمه Browse است به همین دلیل این توضیح شاید غیر ضروری را ذکر کردم .

البته نرم افزارهای دیگری نیز برای مدیریت محتویات این فایل وجود دارند که مبتنی بر اکسل هستند.

حال به توضیح اعداد به کار رفته در ده ستون اول فایل متنی Handling.cfg  می پردازم.

 تهیه متن زیر کمی زمان بر بود زیرا اعداد تک تک ستونها را تست کرده و نتیجه را دربازی مشاهده کردم بنابراین گمان نکنید متن زیر صرفا ترجمه ای از یک منبع خارجی است.

 

ستون اول: نام وسیله نقلیه   NAME  ) )

دراولین ستون این فایل ، نام وسیله نقلیه ذکر شده است. همانطور که میدانید هنگام سوار شدن بر وسیله نقلیه ، نام آن درگوشه پایین سمت راست به رنگ سبز درج میشود  . کاراکترهای به کار رفته دراین ستون با چندین فایل دیگر منجمله gta3.img  و vehicle.ide  درارتباط هستند لذا به هیچ وجه  این ستون را دستکاری نکنید.

مثلا اگر دقت کرده باشید نام اتومبیل Greenwood ( اتومبیل مورد علاقه گروه Grove Street ) دراین جدول به صورت Greenwoo ذکر شده است . نام این اتومبیل درفایلهای دیگر بازی نیز دقیقا به همین صورت  (  Greenwoo  ) ذکر شده است.

حداکثر کاراکتر مجاز برای این ستون   14 کاراکتر است.

 

 


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 22:9  توسط HUGGY | 
سلام ، خیلی از دوستان با ثبت نام کردن در سایت گفتمانمون مشکل داشتند . من الان یکمی براتون توضیح میدم که چی کار باید بکنید :

۱) ابتدا به ابن آدرس رفته http://mr2a.forum.st/profile.forum?mode=register 

۲) قوانینی که نوشته رو بخونید و اگر موافقید رو گزینه اول کلیک کنید .

۳) نام کاربری ( اسم خودتن یا  اسم مستعارتون میتونه باشه) رو انتخاب میکنید .

۴) آدرس Email  تون رو مینویسید . 

۵) رمز کاربری رو وارد میکنید ( که باید از ۷ حرف بیشتر باشه ) .

۶) بر روی ازسال کلیک کرده .

۷) رمز خود را که حتما باید از ۷ حرف بیشتر باشد را دوباره نوشته ( به کوچک یا بزرگ بودن حروف توجه کنید caps lock ).

۸) بر روی ارسال کلیک کرده .

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 18:6  توسط HUGGY | 
یکی از دوستان خواسته بود طریقه نصب این بازی رو بنویسیم! برای این کار باید از My Computer روش کلیک کنی! البته Autorun هم داره!(مثل همه نرم افزارهای دیگه). اگر رمز برای نصب می خواست هم باید وارد کنید که معمولا یا روی جلد سی دیه یا با Open کردن سی دی به نام Serial Number یا CD Key وجود داره. با کپی پیست هم نمی شه! تو Crack هم میتونه باشه! چندتا Next و Yes میزنی و یک جا هم متنی میاد که از گزینه هاش باید ...I agree رو انتخاب کنید. جایی که می خوای بازی برنامه هاش باشه هم تعیین می کنی و البته باید جای کافی داشته باشه دیگه... لطفا قبل از شروع نصب، به System Recuierments هم توجه لازم رو داشته باشید! آخرش هم Crack بازی رو جایی که برنامه ها وجود دارن کپی کنید! روی Shortcut کلیک کنید و روی تصویر Play هم کلیک کنید.

والسلام...

( این مطلب در ۱۶/۵ توسط  RIMMBELLA نوشته شده )

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 0:14  توسط HUGGY | 

حالا توضیح را بخوانید:


این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شترها انچه به رنگ سیاه می‌بینید در واقع سایه شتر است. شترهای واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده می‌شوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است. حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 15:11  توسط HUGGY | 
SIMS 3 و Expansion آن تجربه ی واقعی زندگی در دنیای مجازی است:

این ورژن از بازیSIMS پیشرفت های چشم گیری از لحاظ گرافیکی و سبک بازی داشته است و آن را به یک بازی کاملا بی نظیر برای شبیه سازی زندگی روزمره تبدیل کرده است. امکانات نامحدودی که داستان این بازی در اختیار بازیکن قرار می دهد موجب می شود که او ساعت ها سرگرم بازی Sims 3 باشد وزندگی مجازی خود را در این بازی بی نظیر دنبال کند, بازیکن قادر خواهد بود هر چیزی را در هر کجای بازی و در هر مکانی به آن گونه که خود مایل  است تغییر دهد و زندگی مجازی دلخواه خود را رقم زند.


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 14:10  توسط HUGGY | 
هیچ توضیح خاصی لازم نیست، چون پستهای درباره ی این بازی خیلی زیاد بودند. فقط در صورت تمایل از قسمت آرشیو موضوعی Sims 2 & 3رو انتخاب کنید و پست مورد نظتون رو پیدا کنید.(برای ورود سریع به آرشیو بیا اینجا) اما وقت رو تلف نمی کنم تا به نقد و بررسی بازی سیمز 3 برسیم. در واقع تفاوتها با ورژن قبلی ذکر شده اند. این اولین نقد وبلاگ ماست، پس اگر مشکلی داشت شرمنده اخلاق ورزشی تون! سعی کردم به نحوی باشه که مشکلات و خوبی ها یک جا آمده باشند. متاسفانه سایتی که ما عکسهامون رو اونجا آپلود می کردیم ف(*)یل(*)تر شده و من ف(*)یل(*)تر ش(*)کن ندارم. هنوز سایت خوب و سریع برای آپلود عکس پیدا نکردم پس این پست عکس نداره. ادامه ی مطلب رو با بحث در باره ی بازی دنبال کنید...
*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 21:28  توسط RIMMBELLA | 
سلام دوستان! از همه کسانی که در این مدت به ما سر زدن و نظر دادن واقعا ممنونم! من همونطور که گفته بودم از ۱۹ام دنبال سیمز۳ هستم! اما هیچ جایی ندارن! می خواستم از شماهایی که خریدین خواهش کنم آدرس جاهایی که خرید کردین رو تو نظرات این پست بذارین! هرجایی باشه میرم میخرم فقط تهران باشه لطفا! برای تکمیل اطلاعات این بازی دنبالش بودم اما هیچ خبری از فروشش نبود جاهایی که گشتم! لطفا کمک!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 17:36  توسط RIMMBELLA | 
بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

 

در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید:

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه، محو تماشای نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشهء ماه فروریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گُل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

«از این عشق حذر کن!

لحظه ای بر این آب نظر کن،

آب آیینهء عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!»

 

با تو گفتم: «حذر از عشق؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم

نتوانم!

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم...»

 

باز گفتم که: «تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!»

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب نالهء تلخی زد و بگریخت...

 

اشک از چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

 

یادم آید که: دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم، نرمیدم.

***

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...

 

بی تو اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

                                                                                      

                                                                                   فریدون مشیری

                                                                              

Go to fullsize image

                               

+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 12:54  توسط RIMMBELLA | 
دوستانی هستن که میخوان بدونن این بازی با سلیقه شون جور درمیاد یا نه! در واقع هنوز این بازی رو بازی نکردن! با اینکه اطلاعات درباره این بازی تو قسمت مربوطه هست اما باز هم توضیحات بیشتری میدیم که البته لازم هم هستن! چون اطلاعات جدیدتری وجود دارن.

دنیای سیمز را همه از سالها پیش میشناسیم؛ دنیایی که زندگی روزمره انسانها را به صورت تصویری مجازی شکل داده است و آن را از نزدیک و از زوایای مختلف به تصویر میکشد؛ سیمز1 یک دنیای دو بعدی از راه دور بود و سیمز2 یک دنیای سه بعد و کمی نزدیک تر و پرجزئیات تر بود ولی ماهیت هر دوی آنها فقط در یک خانه میگذشت! زندگی در یک خانه و بعد از مدتی همه چیز برای شما تکراری میشد! و سازندگان مجبور بودند برای اینکه بازی از آن حالت خارج شود از اضافات استفاده بکنند. که این مسئله باعث شد بسیاری EA را پول پرست بدانند! بله این یک حقیقت بود وقتی آنها میتوانستند از همان اول دانشگاه، قرار ملاقات، مغازه و حیوانات را در بازی بگذارند چه احتیاج به این بود که پکهای پیاپی را پشت سر هم به خورد مردم بچپانند!! و این مسئله جز به این بر نمیگردد که EA بیشتر از هر چیز به پول فکر میکند. ولی آیا همین مسئله قرار است در بازی The Sims 3 هم تکرار شود! مسلما همان روش قدیمی نمیتواند طرفداران بازی سیمز را راضی نگه دارد آنها سیاست جدیدی را از طرف مسئولان EA میخواستند؛ آنها میخواستند برای پولی که بابت این بازی میپردازند یک پک کامل و کم نقص را بگیرند و اگر هم قرار است pack های بعدیی منتشر شود باید با کیفیت و کاراییهای بسیار جدید و غیر منتظره باشد! و همان طور که سیاست جدید EA در انتشار بازیها یعنی اهمیت بیشتر بر روی کیفیت بازیها را میدانید(که چند بازیه واقعا خوب هم پارسال داشتند) با امید بیشتری به استقبال سیمز ۳ میرویم.


*-*------> ادامه مطلب حتما بیا تو <------*-*
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 11:29  توسط RIMMBELLA | 

حتما اکثرمون انیمیشن toy story رو دیدیم که قسمت دوم هم داشت. دیزنی حالا میخواد قسمت سومش رو هم بسازه که فکر کنم دیدنش جالب باشه. البته فکر نمیکنم ماها زیاد سراغش بریم... اما برای یاد قدیم خوبه.

 

Toy Story 2 - John Lasseter Toy Story 2 - John Lasseter

Watch the teaser trailer for \<i\>Toy Story 3\<\/i\>!

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 21:3  توسط RIMMBELLA | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
* نظر دادن هم خوب کاریه ها!!

* همکار فعال می پذیریم!

* جواب سوالاتتون رو در قسمت نظر دهید، زیر سوال خودتون پیدا کنید!

* صفحه ی اول شامل همه پستها نیست! برای دست رسی به همه آنها از سمت چپ همین صفحه به "عناوین مطالب وبلاگ" مراجعه کنید. استفاده از "آرشیو موضوعی" هم کار رو آسون تر می کنه...

* عضو فعال میپذیریم!

پیوندهای روزانه
****سایت گفتمان mr2a ****
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1390
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آرشیو موضوعی
عکس های خنده دار
مطالب خنده دار + جک + جوک
مطالبی در مورد بازی + رمز بازی+عکس
دانلود فیلم
دانلود آهنگ
دانلود برنامه
عکس
مطالب جالب
sims 2 & 3
gta 5 فارسی شده !
Assassin's creed
ورزشی
اس ام اس + اف های باحال
علمی
Box office(پر فروش ترین فیلمها )
دانلود بازی
بازیگران و خوانندگان
آپلود فایل عکس و فیلم
حیوانات
داستانک
ترفندهاي کامپيوتري + کرک + سریال
عاشقانه ها
نقد فیلم
left 4 dead
نقد بازی
نویسندگان
HUGGY
RIMMBELLA
پیوندها
نیلوفر خاطره ها
GLORIOUS BOY
دانلود+ترفند+موبایل
جالب
***عضویت در سایت mr2a ***
8ninegirls
دانلود بهترین عکسها و پیامک ها
مصی کابوی
گالری مدل لباس مهسا
Persian Sims
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM